مرتضى راوندى
470
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پادشاه سوءاستفاده كردند و بر سر او ريختند و وى را كور كردند و بعد هم به خواهش شاهرخ زبان او را بريدند . اين مرد بيچاره با اينحال زار چندى زنده ماند و در سال 1177 از رنج زندگى رست . » « 425 » و بار ديگر شاهرخ كور به سلطنت رسيد . شاهرخ از سال 1161 تا 1211 ه . فقط در خطهء خراسان با تزلزل و نگرانى حكومت كرد و سرانجام حكومت او به دست آغا محمد خان قاجار برافتاد . تاريخ ايران از پايان عهد نادر تا روى كار آمدن فتحعليشاه از جهاتى مبهم و تاريك و غالبا آميخته با انواع ظلم و بيدادگرى است و براى محقق كشف واقعيات در اين اوضاع آشفته بسى دشوار است . گيبون در اثر گرانقدر خود به مشكلات كار مورخان اشاره مىكند و مىنويسد : مورخ آدمى است از همهسو محصور ، با تكهپارههايى ناقص ، همواره مجمل ، و اكثرا مبهم و گاهى ضدونقيض ، وى ناگزير از گردآورى ، مقايسه و توسل به حدس و گمان است . هرچند وى نبايد هرگز حدسياتش را در رديف حقايق بگذارد . با اينهمه ، وقوف بر طبيعت آدمى و اطمينان بر طرز كار و نحوهء عمل احساسات شديد و لجام گسيختهء وى ، گاهگاهى مىتواند كمبود مطالب تاريخى را جبران كند . » « 426 » به نظر گيبون ، تاريخ بشر جز « سياههء بزهكاريها ، سفاهتها ، و مصيبتهاى بشرى چيز ديگرى نيست . » « 427 » وى انتظار نداشت كه در آيندهاى نزديك ، طبيعت بشرى كه مسؤول بسى رويدادها بوده است ، دچار تحول و تغيير سريعى شود ، و عدل و انصاف جانشين ظلم و تجاوز گردد . سلسلهء زنديه چنان كه اشاره شد ، نادر شاه از اصول سياست و مملكتدارى بى خبر بود و به جاى آنكه بنيان فرمانروايى خود را از راه مردمدارى و ايجاد تشكيلات و سازمان صحيح ، قوام و دوام بخشد ، تنها به زور شمشير توسل جست و سعى كرد با اعمال سياست وحشت و ارعاب به حكومت خويش ادامه دهد . در نتيجه ، حكومت پوشالى و بىبنيان او پس از قتلش يكباره از هم فروريخت . فرمانده افاغنه و ازبكان ، يعنى احمد خان درانى ، پس از آنكه از قتل نادر اطمينان يافت با سپاهيان خود پس از غارت قسمتى از نفايس نادرى به قندهار و افغانستان رفت و علم استقلال برافراشت . محمد حسن خان قاجار پسر فتحعليخان سابق الذكر به يارى افراد ايل و كسان خود ، ولايات ساحلى بحر خزر را به تصرف درآورد . در همين ايام ، آزاد خان غلجائى در خطهء آذربايجان با استقلال فرمانروايى مىكرد . در نواحى مركزى ايران و اصفهان ، ابو الفتح خان بختيارى از طرف شاهرخ ، حكومت مىكرد . عليمردان خان بختيارى از آشفتگى اوضاع ايران استفاده كرد و بر آن شد كه اصفهان را از دست ابو الفتح خان بيرون آورد ، ولى در اين نبرد شكست خورد . ناچار درصدد برآمد
--> ( 425 ) . عبد الحسين نوايى ، كريم خان زند ، ص 17 به بعد ( به اختصار ) . ( 426 ) . انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، پيشين ، ( ديباچه ) ، ص 14 - 13 . ( 427 ) . همان ، همان صفحه .